رمزگشائي از يك كلاه گشاد سياسي
می خواهم از این آقایان دوم خردادی سوال کنم که نظرشان در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 چیست؟از دو رقیب اصلی این انتخابات،کدام یک مورد حمایت انگلیس و صهیونیزم بوده اند؟اگر بگوئید موسوی مورد حمایت انگلیس بوده ،آنوقت به این سوال باید جواب دهید که چرا بر خلاف قاعدهء شکست ناپذیری انگلیسها،موسوی رای نیاورد؟و اگر بگوئید که احمدی نژاد مورد حمایت انگلیس بوده،پس چرا سعی می کردید که بر خلاف نظر انگلیس، موسوی را انتخاب کنید؟مگر نه اینکه هر حرکتی بر خلاف ارادهء انگلیس،محکوم به شکست است؟
من می خواهم با یک استدلال ساده،این موضوع را به چالش بکشم:
بالاخره این ادعا یا راست است و یا دروغ:اگر دروغ باشد که مسئله کاملا منتفی است و دوم خردادی ها برای پیشبرد اهدافشان به دروغگوئی متوسل شده اند...
اما اگر راست باشد،معنایش این است که این حضرات دوم خردادی،علیرغم این همه تبلیغات رنگارنگ شان و تئوریات به ظاهر علمی و دهن پر کن شان و نیز حمایت های صدها شبکه ی ماهواره ای و هزاران سایت اینترنتی از آنها،به اندازهء یک پرس چلوکباب در دل رای دهندگان جای نداشته اند،آنهم رای دهندگانی که تعدادشان نه یکی و دو تا یا صد تا و دویست تا،بلکه ۲۴ میلیون نفر از اقصی نقاط کشور....نظر شما چیست؟؟؟
آیا خاتمی عامل رژیم جمهوری اسلامی است؟
دوم خردادی ها ادعا می کنند که سید محمد خاتمی،عامل رژیم جمهوری اسلامی است و هر کاری که انجام می دهد،به نوعی در جهت منافع رژیم جمهوری اسلامی است.آیا واقعا اینطور است؟
اگر کمی به سالهای قبل،یعنی زمانی که ایشان در مسند قدرت ریاست جمهوری و رئیس قوه ی مجریه بود برگردیم،به نتایج جالبی می رسیم:دقیقا آن موقعی که ایشان به عنوان فرد دوم مملکت،بعد از رهبری مطرح بودند و عملا بسیاری از خطوط قرمز رژیم را رعایت می کردند،برخی ها،از جمله مرحوم منتظری،ایشان را ترغیب می کردند که در مقابل رهبری بایستد و در صورتی که رهبری تسلیم خواسته های وی نشود،ایشان رهبری را تهدید به استعفا از ریاست جمهوری نموده و عملا خواسته های خود را به رهبری تحمیل نماید...
لیکن الان که ایشان به بهانه ی تقلب در انتخابات، عملا در مقابل رژیم ایستاده و خطوط قرمز رژیم را زیر پا می گذارد،ادعای عامل رژیم بودن ایشان،بهانه ای نیست جز سرپوش گذاشتن بر خیانت ها و ارتباطات غیر قانونی ایشان با بیگانگان و از جمله جرج سوروس و مایکل لدین و ...
اگر خاطرتان باشد،اکبر گنجی هم(که با آن دو کتاب کذائی اش،رفسنجانی را متهم به فساد می کرد)بعد ها در انتخابات سال 84،عامل رژیم معرفی شد تا بر اتهاماتی که به رفسنجانی وارد کرده بود،سرپوش گذاشته شود؛در حالیکه آن دو کتاب(یعنی تاریکخانهء اشباح و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری)را با مجوز وزارت ارشاد مهاجرانی در دولت خاتمی به چاپ رسانده بود...نظر شما در مورد اینگونه رنگ عوض کردن ها چیست؟
برخی از این دوم خردادی ها در مورد مسئله ء زیارت اماکن مقدسهء خارج کشور،از قبیل کربلا و سوریه و مکه و مدینه و...ادعا می کنند که این کارها صرفا به معنای هدر دادن سرمایه های ملی و ریختن آنها در حلقوم اعراب و وهابیون و ... است؛لیکن این افراد،خرج کردن پول و سرمایهء ملی کشورمان در سایر نقاط دنیا،از قبیل آنتالیا و دبی و جزایر هاوائی و فرانکفورت و ... را،(که بعضا همراه با تفریحات و اعمال نامشروع و دون شان ملت ایران است)هدر دادن آن سرمایه ها به حساب نمی آورند.اگر موضوع،علائق شخصی افراد است،چرا زیارت اماکن مقدسه را جزو علائق و اعتقادات شخصی افراد به حساب نمی آورند؟؟؟
۱)دوم خردادي ها ادعا مي كنند چون تعداد آراي احمدي نژاد،تقريبا دو برابر آراي موسوي بود(24ميليون
تقسيم بر 13ميليون،تقريبا برابر است با 1.85)،پس در اين انتخابات،تقلب روي داده است:اولا چه كسي
و يا كدام قانون،به چنين موضوعي اشاره كرده است؟قانون اساسي؟قرآن؟حديث؟منطق؟فلسفه؟علوم
سياسي يا...؟؟؟ثانيا مگر در دوم خرداد1376تعداد راي هاي دو نامزد اصلي چقدر بودند؟بيست و
دو ميليون راي خاتمي در مقابل 8 ميليون راي ناطق نوري.(22ميليون تقسيم بر 8 ميليون برابر است با
2.75) حالا 2.75 بيشتر است يا1.85؟؟؟؟چرا آن موقع كسي ادعا نكرد كه تقلبي روي داده است؟؟؟؟
2)وقتي به يك فردي كه مرتكب خلاف مي شود،(مثلا تظاهر به روزه خواري يا هرخلاف ديگري)تذكر داده
مي شود،دوم خردادي ها دادشان به هوا بلند مي شود كه چرا براي يك آدم عاقل و بالغ،تعيين تكليف
مي كنيد؟مردم خودشان مي فهمند كه چه كار كنند.حتي اگر گناه هم كنند به خودشان مربوط است و
به شما مربوط نيست.اما همين دوم خردادي ها براي مردم عاقل و بالغي كه به احمدي نژاد راي داده
اند،تعيين تكليف مي كنند و به خاطر اين راي،آنها را احمق خطاب مي كنند.حتي با فرض اينكه آن مردم
در ازاي دريافت چلوكباب راي داده باشند،آيا دوم خردادي ها وكيل و قيّم مردم هستند؟فراموش نكرده ايم
كه آنها،ولايت فقيه را نوعي قيّم بودن قلمداد كرده و آن را محكوم مي كردند؛اما الان با پرروئي تمام،براي
مردم،تكليف معين مي كنند.اين عجيب نيست؟؟؟
اما هيچوقت اين دوم خردادي ها در زمان رؤساي جمهور قبلي و از جمله خاتمي،به چنين چيزي اشاره نمي كردند؛مخصوصا كه اين آقاي دكتر(!)سيد محمد خاتمي،آخرين مدرك تحصيلي واقعي(و نه مدرك افتخاري) اش فوق ليسانس فلسفه است كه اولا ربطي به مسئوليت رياست جمهوري اش نداشته و ثانيا دكترا نبوده است....دم خروس يا...؟؟؟؟
دوم خردادي ها كه در انتخابات سال گذشته،كفگير شان بد جوري به ته ديگ
خورده،هر از گاهي،حرف هاي عجيب و غريبي مي زنند و با استدلال(!)هائي كه
بيشتر،جنبهء رو كم كني از طرف مقابل دارد،سعي در جبران اين شكست دارند:به
عنوان مثال،هفتهء گذشته كه احمدي نژاد براي شركت درجلسات مجمع عمومي
سازمان ملل به آمریكا سفر كرده بود،اين حضرات دوم خردادي ايراد گرفته بودند كه چرا
احمدي نژاد در آن جلسه،راجع به مسائل داخلي،مانند هدفمند كردن يارانه ها يا
سهميه بندي بنزين و...صحبت نكرد و فقط راجع به مسائل خارجي صحبت كرد؟ظاهرا
اين آقايان فراموش كرده اند كه در سازمان ملل،هيچوقت مسائل داخلي كشورها
مطرح نمي شود و فقط مسائلي كه جنبهء بين المللي دارند مطرح مي شوند.شاهد
اين قضيه آن است كه هيچ يك از سخنرانان،راجع به مسائل داخلي كشورهايشان
صحبت نكردند...آيا كفگير دوم خردادي ها به ته ديگ نخورده است؟؟؟
از حضرت امام (ره) سوال شد:اگر مردم به جمهوري اسلامي،راي ندهند،چه كار مي كنيد؟ ايشان در جواب فرمودند:چيزي را به مردم تحميل نمي كنيم و مي رويم در حوزه هاي علميه؛اما مردم را نسبت به مسائل،آگاه مي كنيم....
اما وقتي مردم به نامزد مورد نظر دوم خردادي ها و جنبش سبزي ها راي ندادند،آنها مردم را با چنين عناويني خطاب كردند:
مردم احمق،گدا گشنه هايي كه به خاطر دريافت سهام عدالت به احمدي نژاد راي دادند،لشگر قابلمه به دست هاي جناح راست،و......
حال خود قضاوت كنيد:آيا اين توهين ها از حافظه ي تاريخي ملت،زدوده خواهند شد؟؟؟؟در زمانهاي بسيار قديم،آن موقعي كه هنوز علم پيشرفت نكرده بود و انسانها قادر به ريشه يابي و كشف علت حوادث اطراف خود نبودند،وقتي كه آن انسانها با حادثه ي ناگواري مواجه مي شدند،آن را به خشم و غضب خدايان و يا موجودات خيالي و موهومي مثل ديو و جنّ و از ما بهترون و ...نسبت مي دادند و به زعم خود،براي به دست آوردن دل آنها و تامين رضايت اين موجودات موهومي،اقدام به قرباني كردن حيوانات و يا حتي فرزندان شان مي نمودند...
ظاهرا مشابه اين قضايا هم در دوران فعلي تكرار مي شود:وقتي دوم خردادي ها و جنبش سبزي ها در انتخابات اخير،راي نياوردند،به جاي اينكه به تحليل دقيق موضوع و ريشه يابي آن بپردازند،مثل مردم قديم،تقصير ها را به گردن اين و آن مي اندازند:يك روز مردم را احمق حساب مي كنند؛روز ديگر،دولت را به تقلب متهم مي كنند؛يا مثلا دولت را به اقداماتي در جهت جلب آراي مردم،نظير پخش سكه ي بهار آزادي در بين راي دهندگان و ...مي نمايند؛در حاليكه اگر واقع بينانه عمل مي كردند،مي توانستند به نتايج بهتري برسند.نظر شما چيه؟؟؟